
شیرین شریفی- روزنامهنگار
به مناسبت روز کارگر؛
تورم افسارگسیخته، دستمزدهای پایین و چندین برابر زیر خط فقر و هزینههای سنگین و تورم بالا، زندگی هزاران کارگر را در سراشیبی سقوط قرار داده است. این روزها خانوادهها دیگر از پس هزینههای سرسامآور زندگی برنمیآیند.
کارگران؛ همان هایی که چرخیدن چرخ اقتصادی کشور، میتواند آن ها را توانمند نماید، این روزها بیشتر از هر زمان دیگری ناامید و اندوهگین هستند. آن هایی که به کار مشغول هستند از رکود و ترس بیکاری مینالند و آن هایی که بیکار شده اند؛ حالا دنبال شغلی می گردند که دست نیافتنی است.
گرانی شدید کالاهای اساسی که خود را در تورم سبد معیشت و افزایش 100 درصدی هزینه مواد غذایی در طول یک سال گذشته نشان میدهد، موجب ایجاد نگرانی اقشار کم درآمد جامعه بویژه قشر کارگر و بسیاری از کارشناسان اقتصادی شده است؛ در شرایطی که دستمزد به اندازه یک هفته از ماه هم کفاف نمیدهد، چرا مسئولان راهی برای مهار گرانیها پیدا نمی کنند؟ متاسفانه با افزایش لحظه ای قیمت کالاهای اساسی و به دنبال آن حذف ارز دولتی قدم ها به سمت گرانی و تورم سرسام آور برداشته شده و در این میان افزایش 100 درصدی دستمزدها نیز نمی تواند کوچکترین دردی از دردهای کارگران این مرزو بوم را درمان کند.
بسیاری از کارگران بر این باورند که افزایش کم سالانه حقوق کارمندان و کارگران شکاف میان درآمدها و هزینههای زندگی را افزایش داده است، چرا که هر وقت قرار است حقوقها اضافه شود، مدتها آن را در رسانههای جمعی اعلام میکنند و این موضوع باعث شده قبل از افزایش حقوقها، قیمت همهچیز بالا برود. افزایش حقوق ۲۰ درصد میشود و گرانی و تورم ۴۰ درصد بالا میرود و در واقع اینجاست که این افزایش حقوق هیچ معنایی ندارد.
در واقع توجه به نرخ تورم ازموضوعات مهم درتعیین حقوق و دستمزد کارگران است که متاسفانه میزان دریافتی کارگران در جامعه بسیار پایین تر از رقم اعلامی برای خط فقر است، امروز کارگران با دستمزد دریافتی خود نمیتوانند حتی یک هفته از ماه را با این حقوق و دستمزد سپری کنند؛ چراکه گرانی های لحظه ای و نبود کوچکترین ثباتی در قیمت ها اجازه ایجاد تعادل میان دستمزدها و تورم موجود در جامعه را نمی دهد.
زندگی بدون درآمد و زیر خط فقر، با تورمی که افسارگسیخته درحال افزایش است، بی رحمانه زندگی کارگران را مورد هدف قرار داده و متاسفانه قشری که جامعه را به سوی پویایی و تولید هدایت می کند، این روزها درگیر ابتدایی ترین نیازهایی هستند که متاسفانه از دید سیاستگزاران و مدیران مورد غفلت واقع شده که این امر خود می تواند عواقب جبران ناپذیر را برای جامعه به همراه داشته باشد.
به طور معمول دستمزدها در ابتدای هر سال درصدی رشد دارد اما متاسفانه در چند سال گذشته قیمت اقلام خوراکی و سایر هزینهها روز به روز در حال افزایش است و این افزایش قیمت به حدی رسیده که به هیچ عنوان دخل و خرج کارگران با یکدیگر همخوانی ندارد.
تا زمانی که ساختار اقتصادی کشور اصلاح نیابد، همواره دود افزایش نرخ ارز ، بی ثباتی قیمت ها و در نهایت افزایش تورم ،در چشم کارگران وحقوق بگیران خواهد رفت و این قشر که بیشترین جمعیت کشور را تشکیل می دهند و چرخه تولید و اقتصاد کشور در دستان این افراد می باشد بیشترین آسیب را از این بی ثباتی ها خواهند برد.
سخن آخر اینکه،زندگی بدون درآمد و زیر خط فقر، با تورمی که افسارگسیخته درحال افزایش است، بی رحمانه زندگی کارگران را نشانه گرفته است. قشری که جامعه را به سوی پویایی و تولید هدایت می کند، این روزها درگیر ابتدایی ترین نیازهایی هستند که متاسفانه از دید سیاستگذاران و مدیران دورمانده که این امر خود می تواند عواقب جبران ناپذیر را برای جامعه به همراه آورد.






























