اردوغان؛ از کمبود هویت تا غارت تاریخ ایران
شیرین شریفی
ادعاهای تازه رجب طیب اردوغان درباره وارث بودن ترکیه نسبت به ابنسینا تنها یک شعار سیاسی ساده نیست؛ این بار با یک روند تکراری و نگرانکننده روبهرو هستیم. روندی که از مولانا شروع شد، به نوروز رسید، از نظامی گذشت و حالا نام لقمان حکیم و ابنسینا را نشانه گرفته است. پشت این ادعاها، تلاش آشکاری برای مصادره میراث علمی و فرهنگی ایران نهفته است.
ابنسینا، چهرهای ایرانی که در خراسان بزرگ زاده شد، پایههای علم پزشکی و فلسفه را در ایران و جهان اسلام بنا نهاد. میراث علمی او، میراث ایرانزمین است و هیچ ادعای سیاسی نمیتواند آن را تغییر دهد یا مصادره کند. این حقیقت، مستند و غیرقابل انکار است.
قرار نیست کسی که هویتی واقعی ندارد، به تاریخ کشورهای همسایه دستاندازی کند. میراث فرهنگی ایران، دفترچه حساب بانکی نیست که نام صاحبش را به دلخواه عوض کنند. و نباید فراموش کرد که تاریخ، اگرچه گاهی آرام حرکت میکند، اما نهایتاً خود را نشان میدهد.
هویت واقعی نیازی به بلند گفتن نسبنامه ندارد. کسی که صاحب واقعی میراثی باشد، آن را زندگی میکند؛ نه آنکه هر چند ماه یکبار برای خود از کشورهای همسایه هویت جمع آوری کند و از پشت تریبون آن را بنام خود اعلام کند. در واقع غارت فرهنگی با کلمات آغاز میشود و اگر پاسخی دریافت نکند، میتواند به ادعای رسمی بدل شود.
از ثبت نوروز به نام ترکیه تا نام بردن ابنسینا و لقمان حکیم بعنوان یکی از مفاخر این کشور ما شاهد یک جمله نبودیم؛ بلکه شاهد یک نقشه شوم بودیم و حالا نوبت ماست که بپرسیم: اگر ما در مقابل مصادره تاریخ و میراثمان سکوت کنیم و مسئولان هم پاسخگو نباشند، چه کسی پاسخگوی اینهمه ادعاهای کذب و و دروغین خواهد بود؟
در این میان؛ سوالی که ذهن هر ایرانی رو به خود درگیر کرده این است که؛ چرا در برابر این یاوهگوییها هیچکس پاسخگو نیست؟ نباید این نکته را فراموش کرد که سکوت مسئولان، چه دولتی و چه فرهنگی، شرایط را برای تکرار این ادعاها بیشتر از همیشه فراهم کرده است.
سخن آخر اینکه، جایز نیست چنین مصادره آشکار فرهنگی و علمی از سوی مسئولان کشور ما نادیده گرفته شود. چرا که؛ سکوت امروز، فردا به مصادره واقعی میراث تبدیل میشود و دیگر قابل جبران نخواهد بود.
انتهای پیام/
































