در شهر ترمذ، مغولان عورتی (زنی) را گرفته بودند و خواستند که او را به قتل برسانند. آن بیچاره گفت مرا مکُشید تا مرواریدی بزرگ به شما بدهم! پرسیدند آن مروارید را در کجا نهادهای؟ گفت: فرو بردهام! (یعنی قورت دادهام) مغولان فیالفور شکم او را شکافته، مروارید را بیرون آوردند.
از آن پس مغولان همه اسیران و کشتگان را شکم به امید گوهر میدریدند. این بخشی از توصیف غیاثالدین خواندمیر از قتل عام مردم شهر ترمذ (در ازبکستان کنونی) به دست مغولان است. مغولان پس از حمله به ایران، شهر ترمذ را که به سلطان محمدخوارزمشاه پناه داده بود، محاصره و بسیاری از مردم شهر را قتل عام میکنند. این دستور چنگیزخان به عنوان مجازات مردمی بود که به سلطان فراری پناه داده بودند.
عکس: بازار مرکزی شهر اولان باتور پایتخت مغولستان. یک مرد در حال شکلک درآوردن برای عکاس. 1909
🔵 منابع: حبیب السیر، غیاثالدین خواندمیر چنگیزخان چهره خونریز تاریخ، محمد پناهی. انتشارات حافظ نوین ص 120


































