شکاف آموزشی در غرب کشور؛ استعدادهایی که در سایه بیعدالتی گم میشوند
شیرین شریفی_ روزنامهنگار✍
عدالت آموزشی حقی بنیادین است که مسیر آینده نسلهای بعدی کشور را رقم میزند. با این حال، در استانهای مرزی غرب کشور و بهویژه آذربایجانغربی، این حق هنوز به شکل واقعی تحقق نیافته است.
در بسیاری از شهرستانها و روستاهای این استان، مدارس با کمبود معلم، نبود تجهیزات آموزشی، کتابخانههای محدود و مشکلات زیرساختی مواجهاند. دانشآموزانی که مسیرهای طولانی برای رسیدن به کلاس را طی میکنند، در مقایسه با همسن و سالان خود در شهرهای بزرگ و استانهای مرکزی، شانس کمی برای رقابت دارند. این محدودیتها در شرایطی که معدل دانشآموزان در قبولی کنکور تأثیر مستقیم دارد، معنای واقعی ناعدالتی را آشکار میکند. دانشآموزی که به دلیل کمبود امکانات آموزشی نمیتواند نمرات لازم را کسب کند، در عمل از رقابت برابر محروم میشود و استعداد بالقوه او هرگز شکوفا نمیشود.
در مقابل، بسیاری از استانهای مرکزی و شهرهای بزرگ، از جمله تهران، اصفهان، شیراز و مشهد، با دسترسی گسترده به مدارس مجهز، کلاسهای تقویتی، مشاورههای تحصیلی و منابع آموزشی کامل، فرصت کسب رتبههای برتر کنکور را برای دانشآموزان فراهم کردهاند. تفاوت میان امکانات آموزشی در مناطق برخوردار و غرب کشور، به ویژه در شرایط تأثیر معدل، نشاندهندهٔ تضییع فرصتهای آموزشی و شکوفایی استعدادهاست.
در آذربایجانغربی، محدودیتها تنها به مدارس روستایی ختم نمیشود. حتی در برخی از شهرستانهای این استان نیز نبود آزمایشگاه، تجهیزات هوشمند و کتابخانههای کامل، مانع اجرای برنامههای درسی استاندارد و فعالیتهای پژوهشی میشود. به عنوان نمونه، در یکی از مدارس روستایی شهرستان بوکان، دانشآموزان برای دسترسی به اینترنت و منابع آموزشی دیجیتال مجبورند به روستای همسایه بروند، در حالی که همسن و سالان آنها در شهرهای بزرگ به منابع کامل دسترسی دارند. در یکی دیگر از مدارس پیرانشهر، نبود کلاسهای تقویتی و مشاوره تحصیلی باعث شده است که بسیاری از دانشآموزان مستعد، با وجود استعداد بالا، در رقابت کنکور نسبت به دانشآموزان مراکز شهری عقب بمانند و همچنین نبود بسیاری از ابتدایی ترین امکانات آموزشی در برخی از روستاهای مرزی این استان عملا امکان ادامه تحصیل را برای بسیاری از فرزندان این مرزو بوم غیرممکن ساخته است.
سایر استانهای غرب کشور نیز وضعیت مشابهی دارند. در کردستان، کرمانشاه، همدان و ایلام، مدارس چندپایه با یک معلم برای همه مقاطع، نبود امکانات استاندارد و مهاجرت معلمان مجرب به شهرهای بزرگ، سبب شده است که استعدادهای منطقه کمتر دیده شوند. این ناعدالتی نه تنها تهدیدی برای آینده علمی و اجتماعی منطقه است، بلکه در بلندمدت توسعه کشور را نیز با محدودیت مواجه میکند.
بر این اساس یک کارشناس حوزه آموزش و پرورش تاکید میکند: «برای کاهش شکاف آموزشی در استانهای غرب کشور، باید به اقدامات هدفمند و عملیاتی از جمله تجهیز مدارس با امکانات استاندارد، ایجاد آزمایشگاه و کتابخانه، و بهکارگیری معلمان توانمند در این مناطق روی آورد.»
وی میافزاید: «توجه ویژه به معلمان بومی و ارائه بستههای انگیزشی مالی و آموزشی برای ماندگاری آنان در مناطق محروم، نقش مهمی در ارتقای کیفیت آموزش دارد. علاوه بر آن، دسترسی برابر دانشآموزان به منابع آموزشی، کلاسهای تقویتی، کتابخانههای سیار و منابع دیجیتال، باید در دستور کار قرار گیرد تا هیچ دانشآموزی به دلیل محل زندگی خود از فرصت یادگیری محروم نشود.»
این کارشناس همچنین به اهمیت شناسایی و حمایت از استعدادهای محلی اشاره میکند: «طراحی برنامههای بورسیه، المپیادها و تشویقهای منطقهای و ملی میتواند تضمین کند که دانشآموزان مستعدی که در مناطق مرزی زندگی میکنند، مورد حمایت قرار گیرند و فرصت شکوفایی داشته باشند.»
وی در ادامه خاطرنشان میکند که فناوری آموزشی باید هدفمند باشد و در واقع، اینترنت پایدار و محتوای بومیسازیشده ( نه صرفاً ابزار نمایشی) میتواند فاصله آموزشی میان شهر و روستا را کاهش دهد و زمینهٔ رقابت برابر را فراهم نماید.
در واقع، اجرای این اقدامات نه تنها فرصتهای آموزشی برابر برای دانشآموزان غرب کشور فراهم میکند، بلکه زمینهساز تربیت نسلی توانمند خواهد بود که قادر است در رقابتهای ملی و بینالمللی شرکت کند. توجه ویژه به تأثیر معدل در کنکور ضرورت این اقدامات را دوچندان میکند؛ زیرا هر محدودیتی در امکانات آموزشی، عملاً توان رقابت عادلانه دانشآموزان را کاهش میدهد و استعدادهای بالقوه را به حاشیه میراند.
سخن آخر اینکه، آیندهٔ فرزندان آذربایجانغربی و دیگر استانهای غربی کشور در گرو توجه فوری و عملی به عدالت آموزشی است. اگر امروز تصمیم جدی گرفته نشود، فردا با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و علمی ناشی از از دست رفتن استعدادهای منطقه مواجه خواهیم شد. هر سرمایهگذاری هدفمند در این حوزه، علاوه بر کاهش نابرابری، بازدهی چندگانهای برای کشور خواهد داشت و زمینهساز توسعه پایدار ملی است. بنابراین، عدالت آموزشی در غرب کشور باید به یک مطالبهٔ ملی و فوری تبدیل شود؛ مطالبهای که از سطح مدارس و شوراهای محلی تا تصمیمگیران کلان کشور شنیده شود.چراکه، فرزندان این مناطق شایستهٔ فرصتهای برابر برای یادگیری، رشد و موفقیت هستند و تضمین این فرصتها، سرمایهای است برای آیندهٔ همه کشور.
انتهای پیام/































