ققنوس رنجور شعر کردی
رسول گلهبان ✍
ادبیات کردی در دوره معاصر شعرا و ادبای بسیاری را به خود دیده است که برخی از آنان حتى شهرتی فراملی و جهانی پیدا کرده اند. «جلال ملکشاه» مترجم و شاعر نوپرداز کُرد یکی از این مشاهیر است. به بهانه سالگرد فوت این شاعر نامدار کرد خلاصهای از فعالیتها، رنجها و مصائب ملکشاه را در این یادداشت کوتاه گردآوری کرده بودم که امروز لازم دانستم به مناسبت سومین سالگرد فونت این شاعر نامدار، مجددا در اختیار خوانندگان قرار دهم.
ملکشاه در سال ۱۳۳۰ هجری شمسی در روستای «مهلهکشا» از توابع شهرستان سنندج متولد شد. از همان دوران کودکی و نوجوانی به سرودن شعر و نوشتن داستان به زبان فارسی پرداخت. گفته میشود بخاطر فعالیتهای چشمگیر و توانایی خارق العاده ای که در عرصه شعر و داستان داشت، علیرغم آنکه هیچ کتابی از وی منتشر نشده بود، پیش از انقلاب به عضویت کانون نویسندگان ایران ا درآمد.
در دهه چهل به دلیل انتشار اشعار و مقالات منتقدانهاش در بسیاری از مجلات کشور به اتهام فعالیت سیاسی بر ضد رژیم شاهنشاهی چندین سال زندانی شده است. میتوان گفت که قسمت اعظمی از زندگی خود را در رنج به سر برده است.
ملکشاه با این وجود به فعالیت سیاسی خود ادامه داد. در سالهای پیش از انقلاب به عضویت سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در کردستان درآمد. پس از انقلاب به سرودن اشعار کردی و نوشتن به زبان مادری اش روی آورد. در اولین سالهای پس از انقلاب با «ماموستا هیمن» شاعر توانای کرد آشنا و به دعوت وی به «ارومیه» آمده و مدت ۱۴ سال مسئولیت بخش ادبی نشریه «سروه» متعلق به انتشارات «صلاح الدین ایوبی» و مدیرمسئولی «اسفندیار رحیم مشایی» را بر عهده گرفت. پس از انتقال دفتر نشریه از ارومیه به سنندج عازم اقلیم کردستان عراق شد که با استقبال مسئولین رده بالای حکومت اقلیم کردستان مواجه شد. در آنجا مدتی سردبیر نشریه «پرشنگ» در شهر اربیل بود.
پس از بازگشت از اقلیم کردستان مجددا به ارومیه آمد در مؤسسه فرهنگی اندیشه احمد خانی به کار نوشتن و پرورش شاعران جوان پرداخت. هر چند ملکشاه قبل از تعطیلی مؤسسه «احمد خانی» ارومیه را ترک کرد و به زادگاهش بازگشت، اما حضورش در ارومیه تنها به همکاری با این مؤسسه و نشریه سروه ختم نشد. او در سالهای سکونتش در ارومیه با معلمی ترک زبان از ارومیه ازدواج کرد که حاصل این ازدواج تولد دو فرزند پسر بود.
زندگی سخت ملکشاه تاثیر عمیقی بر اشعارش گذاشته که میتوان به وضوح در اشعارش مشاهده کرد. اشعارش از طرفی بیانگر دردهای انسانی و ضعف ها و نابرابریهای اجتماعی و از طرف دیگر بیانگر حالات شخصی، دردهای روحی و فشارهای زندگی او بود. اشعار ملکشاه عمیق، استوار، سنجیده و متکی بر دانستههای استورهشناسی وی است. شعر ملکشاه هیچگاه در برابر هیچ سنت و روزمرگی ای سر فرود نیاورد و همین خصوصیت موجب شده که اشعارش همیشه تازه باشند. شعری که ملکشاه پس از حملات داعش به شهر کوبانی در سال ۲۰۱۴ برای «مقاومت کوبانی» همه خصوصیات اشعار ملکشاه را به صورتی یکجا در خود دارد. میتوان گفت اشعار ملکشاه از نقاط قوت شعر و ادبیات کردی محسوب می شوند.
«شیرکو بیکس» دیگر شاعر نامدار کرد در قسمتی از پیام برای مراسم بزرگداشت ملکشاه که خرداد ۱۳۸۵ با همکاری جامعه کردهای مقیم مرکز و کانون دانشجویی کازیوه دانشگاه علوم پزشکی تهران در تالار ابنسینای این دانشگاه برگزار شد، گفته بود شعر ملکشاه سبب توسعه و پیشرفت زبان و ادبیات کردی شده و زبان او زبان رسا و دقیق در صفحه ادبیات ما است. شعر او از دل برمیخیزد و بر دل مینشیند.
انجمن فرهنگی و هنری «وژین» مریوان که هر ساله مراسمی را با هماهنگی اداره ارشاد و فرهنگ اسلامی مریوان به منظور بزرگداشت یکی از بزرگان و مشاهیر کرد در شب یلدا برگزار میکند، طی مراسمی که شب یلدای سال ۱۳۹۲ در سالن سینما کردستان این شهر برگزار کرد، بلوط طلائی سال خود را به جلال ملکشاه اهدا نمود.
ملکشاه که هیچگاه شعر را قربانی نام و نشان نکرده است، دعوت برگزار کنندگان کنگره غیر مردمی مشاهیر کرد که تیرماه 1398 در دانشگاه سنندج برگزار شد و با حضور «مظهر خالقی» بیش از آنچه که انتظار میرفت خبرساز شد را قبول نکرد و نام وی از لیست ۳۰ نفره تقدیر شدگان خارج شد. اجلال اقوامی روزنامه نگار کرد در واکنش به حذف نام ملکشاه از لیست این کنگره در یادداشتی نوشت: «ناخدای شعر کردی است و در آن نمیتوان تردید کرد. جلال ملکشاه دردانه زمانه، قامتش گرچه خمیده، اما باورش همچنان استوار، شعرهایش مشحون از زندگی و آزادی است، آرمانش عدالت است و برای مردمانش همچنان میسراید. جلال ۶۸ سال عمرش سر بنهاده به پای آزادی. این واژه در اشعارش موج میزند و هنوز برای جلال شعر کردی دغدغه است. این روزها جای او هم خالیست و هر چند مشاهیر نخوانندش اما برای ملت مشاهیر است.»
از شاملو که از جوانی با ملکشاه ارتباط نزدیکی داشت، نقل است که گفته بود: «اگر کسی در آینده در شعر فارسی حرفی برای گفتن داشته باشد، بیشک جلال ملکشاه است.»
یکی از آثار جلال ملکشاه که در حال حاضر به عنوان یکی از مطرحترین شاعران کرد در زمینه شعر نو کردی شناخته میشود کتابی با عنوان «زڕەی زنجیری وشەدیلهکان / ناله زنجیر واژگان اسیر» است که در برگیرنده شعرهای کردی شاعر است و در سال ۱۳۸۳ در سنندج به چاپ رسیده است. این کتاب مانند یک بیوگرافی از شاعری آواره به صورت یکجا دیدگاه های سیاسی، ملی و فلسفی او را منعکس میک .کند. یکی از معروفترین آثار او به نام «داره پیره / درخت پیر» نیز یکی از شعرهای منتشر شده در این مجموعه است. «کاره سات» و «مجموعه اشعار کردی و فارسی» دیگر کتابهای منتشر شده ملکشاه هستند.
او در کنار ادبیات کردی، ادبیات فارسی را رها نکرد و برخی اشعارش به زبانهای انگلیسی، فرانسه، روسی، عربی و لیبیایی ترجمه شده است.
جلال ملکشاه که روزهای پایانی عمرش را در خانه پدری و به همراه مادرش زندگی میکرد، حدود یک ماه پس از رحلت مادرش «دایه آمنه گویلی کیلانه» در روز ۱۱ آبان ۱۳۹۹ در سن ۶۹ سالگی در شهر سنندج در گذشت و برای همیشه مشتاقان شعر کردی را ترک کرد. پیکرش در حالی تشییع شد که در یکی از اشعارش وصیت کرده بود او را به خاک نسپارند، بلکه جسدش را بسوزانند، خاکسترش را در رود دجله بریزند.
ملکشاه در فقر زندگی کرد، در فقر شعر سرود و در فقر در گذشت. او ترجیح داد برای عشق و دلدادگی کوه و طبیعت کردستان و دل خود بنویسد و بسراید. هر چند پس از مرگش عضویتش در کانون نویسندگان تکذیب شد، اما هیچ از محبوبیت و جایگاهش نکاست. او ققنوس رنجوری بود که شعر نوی کردی را زنده کرد.
من قهقنسم
له ئهفسانه و له میژوودا ناوم ههیه
گهر بم کوژن هه زاران جار
من خولهمێش ئهکهم به هێڵانه هاوار
انتهای پیام/
































