گرجستان حتماً سیلوانا ابداً
سیداد شیرزاد- فعال اجتماعی✍
سومین اجلاس منطقهای وحدت از روز چهارشنبه 18 تیر در ارومیه آغاز شد و این شهر را دو سه روزی مشغول خود کرد. در نگاه اول به نظر میرسد چنین نشستهایی مبارک و میمون باشند چراکه هر تلاشی در جهت همگرایی و انسجام، تفاهم و تساهل، همزیستی و دگرپذیری، انرژی جامعه را از نشت و هدررفت بیهوده باز داشته و توانها و ظرفیتهای آن را در مسیر سعادت و نیکبختی به کار گیرد یک بازی برد_برد را در جامعه متکثر ایران، علیالخصوص آذربایجان غربی و بالاخص ارومیه پیریزی خواهد کرد.
این تصویر، هرچند دلپسند و دلپذیر، متأسفانه به نظر میرسد صرفاً یک ویترین و صحنه یک نمایش باشد. این ادعا شاید به مذاق مجریان این اجلاس خوش نیاید که البته همان بهتر که خوش نیاید. شاید کام تلخ آنها از این ادعا، به آنها گوشزد کند که کام بسیاری از مردم که شاید به جرأت بتوان گفت اکثریت مطلق استان آذربایجان غربی را تشکیل میدهند از عملکرد ایشان، از رفتار و رویکرد آنها و از ویترینهای پر زرق و برق آکنده از ادعاهای اینچنینی که وقتی تبدیل به عملکرد و جنس میشوند غالباً بنجل و به درد نخور و حتی مخرب هستند تلخ است و هیچ اجلاسی نمیتواند این اجناس بنجل را به هیچ الماسی تبدیل کند.
در استانی با جمعیتی بیش از 60% کرد و سنی مذهب، وقتی از تعداد قریب به صد و اندی مدیران ارشد استانی، یکی دو نفر کرد و اهل سنت هستند، در شهری که از شش هزار حقوق بگیر شهرداری آن، کمتر از چهل نفر کرد و اهل سنت هستند، در استانی با این ترکیب جمعیتی، وقتی صدا و سیمای استانی که از کسیه همه مردم به تساوی ارتزاق میکند اما برای جمعیت 60% کرد فقط نیم ساعت برنامه پخش میکند که البته در تولید محتوای آن هم اصراری عجیب در ارائه روایت و قرائتی خاص از جامعه کرد اهل سنت دارد و در شهری که از تعداد تقریباً هشتصد مدرسه آن، فقط سه یا چهار مدرسه آن به مدیران کرد و اهل سنت سپرده شده است آیا اصلاً بستری برای وحدت وجود دارد؟! آیا وحدت بدون رعایت حقوق انسانی و قانونی همه اقشار جامعه ممکن است؟!
آیا نماینده مجلسی که بر روی تخت بیمارستان و در آستانه لقاءالله هم دست از نفرت و کینه برنمیدارد و به پخش یک ویدئو از چند جوان کرد اهل ارومیه که در کنار دریاچه پخش میشود حمله کرده و گوش مدیران صدا و سیما را به زعم خود میپیچاند میتواند گزینه مناسبی برای ایجاد وحدت و همدلی با آن جوانان باشد؟! آیا فرمانداری که در همان سالن محل برگزاری اجلاس و در پاسخِ پرسش خبرنگار در مورد جاده مرگآورِ مَرگَوَر (منطقه سیلوانا) که از صدقه سر او و اسلافش هر هفته چندین خانواده را داغدار و عزادار میکند اما ایشان هنوز از بردن نام سیلوانا اِبا دارد و شاید تلفظ آن را ننگین یا مکروه میشمارد شخص شایستهای برای اجرای نمایش وحدت است؟! آیا وقتی همه اعضای هیأت اجرایی اجلاس از برادران آذری هستند و از فعالین کرد فقط جهت پر کردن سالن و خالی نبودن عریضه استفاده میشود صداقتی در ادعای وحدت یا درایتی در دستیابی به آن میتوان تصور کرد؟! آیا وقتی فعالین مدنی و مذهبی کرد و اهل سنت، سطح شخصت و جامعه خود را به صرف حضور در چنین مراسمی و اشغال صندلی سالن و استوری اینستاگرام پیوند میدهند؟
آیا اینها سفیرانی مطلوب برای وحدت هستند و آیا اصلاً چنین اشخاصی از هردو طرف واقعاً دغدغه وحدت دارند یا آنکه هرکسی از ظن خود شده منادی وحدت و یکپارچگی؟! آیا نمايندگانی که با عنوان سربازان فلان در یک صفآرایی ذهنی و با ایجاد تقابل و انشقاق در شهر، به مجلس راه یافتهاند و تریبون نمایندگی مجلس را به پتکی بر فرق اکثریت مردمان استان تبدیل کرده، لیکن در مقابل ویدئویی از جوانان ارومیه، فریادِ وافریادشان، گوش توئیتر را کَر و چهره اینستاگرام را کریه میکند اما در قبال زیادهخواهیهای کشور همسایه که پایگاه اسرائیل شده، خود را به خواب میزنند میتوانند مدعی، یا حتی بدتر و خطرناکتر از آن، مجری وحدت باشند؟! باید از آقای فرماندار و جناب نماینده پرسید که آیا وحدت با مسلمانان گرجستان مطلوب، اما با مسلمانان همخانه و همسایه شما یعنی مسلمانان سیلوانا، سرو، انزل، دَشتَبِل و قریب به نصف جمعیت ارومیه و بیش از شصت درصد جمعیت استان، مذموم است؟ آیا میشود با مسلمانان روسیه، سوریه، گرجستان، ترکیه و عراق و آذربایجان به وحدت رسید در حالی که در خود شهر و استان دچار شکاف و تفرقه هستیم؟! آیا راه وحدت با مسلمانان کشورهای مذکور از قلب همشهریان شما میگذرد یا برنامهای برای زدن روگذر یا زیرگذر به منظور کنار زدن آنها از جاده سریعالسیر وحدت مورد ادعای خود دارید؟
باید از شخصیتهای اهل سنت و کرد پرسید چرا پند پیشینیان را فراموش کرده و احساس میکنید با حلوا حلوای وحدت، کام جامعه به یکپارچگی شیرین خواهد شد؟! و باز باید از اینها پرسید وقتی مسئولان شهر در تمام طول سال از بردن نام ماموستا بیضاوی اجتناب و علیرغم درخواستهای مکرر مردم و نمایندگان کرد شورا، از نامگذاری یک مکان و یا خیابان درخور شخصیت ایشان و منطبق با ادعای وحدت، احتراز میکنند و اسم ماموستا بیضاوی یا خانواده ایشان را صرفاً جهت تکمیل پرده نمایش میخواهند چگونه چنین با اشتیاق و ذوق بر کرسیهای سالن لمیده و در دوربینهای گوشی خود به کالبد ناقصالخلقه چنین وحدتی نفس حیات دمیدهاید؟! و البته، باز از شخصیتهای کرد و اهل سنت باید پرسید وقتی انتخاب یک کرد به عنوان رئیس شورای شهرستان، چنین همکارانش را آزرده خاطر میکند که خود را مجبور به اعلام برائت از ایشان بکنند یا فرماندار را چنان به تکاپو وامیدارد که بغض رئیس شورای شهرستان را بر حب جایگاه شورا و نهاد انتخابی و عملکرد دولت و خود، ترجیح دهد و از هیچ تلاشی جهت زمینگیر کردن این نهاد فروگذار نکند تا خدای ناکرده بستری برای اتحاد با مسلمانان همخانه ایجاد نشود چگونه راضی به تنزل خود به سلفی افتخار و عکس یادگار شدهاید؟! چرا شرکت در چنین اجلاسی را وظیفه خود و یا حتی دستآوردی برای خود میپندارید اما عملکرد منافی وحدت و تفرقهافکنانهی چنین فرمانداران و نمایندگانی را به آنها گوشزد و به جامعه یادآوری نمیکنید؟!
آیا کسانی که گِرا از سرسپردگان اسرائیل میگیرند و واژه تروریست را در خطاب به شهروندان اصیل ارومیه به کار میبرند میتوانند مجریان وحدت و منادیان انسجام باشند؟! آیا مدیران و مسئولانی از همین قماش و با همین ذهنیت نبودند که دریاچه را به چنین روزی انداختند و منابع مالی و ملی را چنین به طوفان نمک تبدیل کردند؟! چقدر هنر می خواهد که این عالیمقامان توانستهاند آن همه آب و آن همه رود و آن همه جویبار را چنین با کویر و طوفان و نمک عوض کنند؟! پس چگونه است که تصمیمگیران و تصمیمسازان مملکت باز چنین افرادی را ناخدای کشتی وحدت در این دریای متلاطم منطقه میکنند در حالی که اینان خود صخرههای این کشتی و موجهای طوفانی این دریایَند؟!
از محتوای همان مصاحبه جناب نماینده و آقای فرماندار در همان سالن اجلاس و البته از نتایج عملکرد و موضعگیری ایشان و امثالشان طی سالها، مشخص است ظاهراً آنها وحدت با مسلمانان گرجستان را دوست دارند اما از بردن نام سیلوانا و ورود به روابطی مبتنی بر برادری، برابری و وحدت با آن وحشت دارند و ایشان وحدت با مسلمانان گرجستان را قطعا، اما با مسلمانان سیلوانا را عمراً و ابداً بپذیرند. چرا وقتی با مسلمانی که قرنهاست در یک خانه و شهر و جغرافیا زندگی میکنید چنین برخورد میکنید و فقط برای پرده نمایش او را به یاد میآورید احساس میکنید باید مسلمان گرجستان ادعای وحدت را از شما باور کند؟! آیا راه وحدت با مسلمان گرجستان از قلب شهر ارومیه و از اندرون سیلوانا نمیگذرد؟! آیا چنین ادعایی در جوار چنین عملکردی، باز هدر دادن بودجه و منابع کشور نیست و آقایان فقط در تلاش جهت پر کردن رزومه با برگزاری مراسم و اجلاس هستند؟! آقای امام جمعه، آیا ارومیه و استان، همیشه رنگین کمان اقوام و مذاهب است یا فقط وقتی باران اجلاس و هفته وحدت کوچههای خیال و ادعا را خیس میکند چنین رنگین کمانی جلوهگر میشود و با همان سرعت اتمام اجلاس هم آسمان یک رنگ، مردم یک شکل، نیاز به وحدت ناپدید و تقاضای وحدت، محو میشود؟! این چه رنگین کمانیست که مطابق میل ظهور کرده و منطبق بر اراده، غائب میشود؟!
چند سالِ بربادرفته، چند نسلِ سوخته، چند دریاچه خشکیده، چند بیتالمالِ دزدیده شده، چند فرصت از دست رفته، چند امّیدوارِ مأیوس شده، چند ده هزار حلقه چاهِ غيرمجاز کنده شده، چند هزار هکتارِ باغِ ویلا شده، چند میلیارد قطره آبِ دریاچه که در استخرهاشانْ اسیر شده، چند ده صفحه کیفرخواستِ تنظیم شده، چند اختلاس و رانتِ شرعی شده، چند هزار نخبه فراری شده، چند آقازاده بیسواد نماینده شده، چند نمرهی کارنامهی هشتِ هِژده شده، چند فردای از امروز، دیروز شده و چند نتیجه افتضاح عملکرد مشخص شدهی دیگر، لازم است تا مملکت تکلیف خود را با چنین اشخاصِ دارای چنین ذهنیات و روحیاتی مشخص کند و کارها، دست کاردان سپرده شوند نه اینکه برهها به دندان گرگ سپرده شوند؟!
شاید باید گفت، آقای فرماندار
جناب نماینده عزیز
مسئول
این ره که تو میروی به ترکستان است
انتهای پیام/































