پرســـه فرصتی برای بازگشت به خویش تجربه‌ای برای کشف خویشتن

0
230
پرســـه فرصتی برای بازگشت به خویش تجربه ای برای کشف خویشتن
پرســـه فرصتی برای بازگشت به خویش تجربه ای برای کشف خویشتن

 

پرســـه فرصتی برای بازگشت به خویش تجربه‌ای برای کشف خویشتن

رسول گله‌بان- روزنامه‌نگار✍

کیوان سررشته مترجم کتاب «اگر به خودم برگردم» نوشته «والریا لوئیزلی» در بخشی از سخن مترجم این کتاب می‌نویسد: «می‌گویند شهر را می‌شود خواند؛ درست همان‌طور که کتاب‌ها را می‌خوانیم.» قدم زدن آرام، بدون هدف مشخص، تصادفی، بدون شتاب و با تامل و درنگ که نگاه، ذهن و تخیل شخص در آن سرگردان باشد، حتی کمی خودمانی‌تر ول‌گشتن، ول معطل بودن و تلف کردن زمان در شهر عملی است که یک «پرسه‌زن» یا به فرانسوی فلانور انجام می‌دهد.در واقع فقط از بودن در لحظه‌های خیابان و احاطه‌شدن توسط دیوارها، کافه‌ها و مال‌ها و آدم‌های شهر لذت می‌برد. شارل بودلر، شاعر و نویسنده فرانسوی پرسه‌زن را یک قدم‌زن با شخصیت در خیابان‌های شهر توصیف می‌کند که نقشی اساسی در درک و ترسیم فضای شهر دارد. از حدود یک سال پیش به سبب آشنایی و دوستی که با «عظیم عثمانیان» دانش‌پژوه دکتری تخصصی شهرسازی دارم با موضوع جالب «پرسه‌زنی در شهر» آشنا شدم.

وجود پرسه به مکتب مشاییون و رواقیون در یونان باستان و شاگردان ارسطو برمی‌گردد که در مسیر با هم دانش ضمنی و اندیشه را مبادله می‌کردند. انتقال دانش ضمنی در پرسه‌های امروزی نیز بسیار چشمگیر و مشخص است. والتر بنیامین فیلسوف، نویسنده و زیبایی‌شناس آلمانی، از اعضای مکتب فرانکفورت و از منتقدان امپریالیسم در غرب، پرسه را نقطه مقابل روزمرگی و یکی از راه‌های درمان رواج افسردگی در زندگی شهری امروزه در ذیل روانشناسی محیطی می‌دانست.

در ادامه تقسیم‌بندی بنیامین از شخص پرسه‌زن تحت عناوین: کودک،کارآگاه، کلکسیونر، سیماشناس و باستان شناس را شرح داد. در نهایت او در ارتباط با ضعف فضاهای همگانی و فضاهای شهری که موجب تعاملات اجتماعی شهری گردند، اشاره کرد و آنکه پرسه می تواند با ثبت و ضبط ارزش‌های شهری و معماری و حساسیت شهروندان به این موضوع مانع از دست رفتن و از بین بردن بافت ارزشمند تاریخی ارومیه و عمارت‌هایی که اواخرا تخریب می‌شوند، شود احتمالا بسیاری از ماها و چه بسا همه ما تجربه‌ا‌ی مشابه آنچه توضیح داده شد را داشته باشیم. یعنی یک روزی در یک جایی بدون هیچ ‌دلیل خاصی از خانه یا محل کار بیرون زده و شروع به کشفِ شهر کرده‌ا‌یم.

این مفهوم در اولین برخورد، برای بسیاری در گشت‌وگذار در خیابان‌های شهر محل زندگی‌اش و یا هر شهر دیگری آغاز شده است. از آنجایی که معمولا این گشت‌وگذارها تجربه‌های جالبی به همراه دارد، چند روز پیش یعنی یازده بهمن ماه جاری در نشستی با همین مضمون به راهبری دوست عزیزم عظیم عثمانیان حضور پیدا کردم تا شنوده تجربه و خاطرات دیگر حاضرین در این نشست و متخصصین این حوزه باشم. این نشست که به همت موسسه مردم‌نهاد «مسیر نشاط و امید‌ ارومیه» و به میزبانی نهاد کتابخانه‌های عمومی آذربایجان غربی، با راهبری عظیم عثمانیان، بعنوان دومین نشست گفت‌وشنودهای‌شهری با عنوان «پرسه، فرصتی برای بازگشت خویش وتجربه‌ای برای کشف خویشتن در فضای شهری» بود، در سالن اجتماعات کتابخانه‌ی ‌مرکزی ارومیه با حضور متخصصین و دانشجویان معماری و شهر‌سازی و تعدادی از شهروندان علاقمند به مباحث زیست‌شهری و برگزار شد.

عظیم عثمانیان جلسه را با تشکر و تمجید از حضور حاضرین آغاز کرد و با اشاره به گفت‌وشنود بودن نحوه ارائه بحث و لزوم مشارکت شهروندان در بحثی که مربوط به زندگی خودشان است، از غریب‌بودن پرداختن به‌شهر و زندگی شهری و لزوم توجه بیشتر به ‌آن از سوی مسئولان امر و نیز حساسیت شهروندان به این حوزه، بخاطر زیست نوع بشر در این بستر گفت. در پرسه دوم از احساس نگرانی بخاطر زیستگاه‌ها و مشکلات حیوانات حیات‌وحش، حفظ گونه‌های گیاهی و اصرار بر حیات آن‌ها گفته شد. نکاتی که باید هم اینگونه برآن حساس بود. اما در نقطه مقابل از بی‌توجهی نوع بشر نسبت به زیستگاه آدمی و شهرها که اکنون به صورت کلی با تغییر عمده سبک زندگی از روستایی به شهری محل زندگی انسان‌ها هستند نیز بحث و گفتگو شد.

آیا پرسه مختص معماران و شهرسازان است؟

راهبر این نشست در بخشی از سخنانش با بیان اینکه از او و همکاران پرسیده می‌شود که آیا این نشست مخصوص معماران و شهر‌سازان است؟ در مقابل پرسش دیگری را خطاب به پرسش‌کنندگان مطرح کرد که که آیا شهرها و زیست شهرها تنها متعلق به معماران و شهرسازان است که تنها برای آنان اهمیت داشته باشد؟ با توجه به این گزاره که شهرها آنقدر در زندگی ما مهم هستند که می‌توان گفت سعادت و شقاوت انسان شهری به شهر و کیفیت آن بستگی دارد، او از حاضرین در نشست خواست که سفیرانی برای شهر باشند و دیگران را نیز درمورد تاثیرات شهر آگاه نموده که بتوان بصورت همگانی به شهر و ارتقا کيفيت محیطی آن ودرنتیجه ارتقای کیفیت زیست‌شهری پرداخت.

انتخاب محله و نوع منزل برای ‌شهروندان، از جمله نمونه‌های تاثیرات محیطی بر زندگی شهروندان هستند و باید در برابر این انتخاب‌ها، شکل‌دهی و ساماندهی محیط‌های همگانی و فضاهای شهری نیز اینگونه باشد. متخصصین حوزه‌های شهرسازی و معماری معتقدند: «کیفیت زیست‌شهری ازطریق افزایش کیفیت محیط شهری به دست می‌آید و آنگونه که به کیفیت خانه، جزییات و زیبایی و عملکرد آن می‌اندیشیم باید در ارتباط به فضای شهری نیز اینگونه باشیم زیرا که قسمت اعظمی از زندگی ما در عملکرد کار و تفریح دراین‌فضا اتفاق‌می‌افتد.« این‌که وضعیت زیستن به صورت کلان از وضعیت اقتصادی و سیاسی و اجتماعی در ابعاد بزرگتری ناشی می‌شود یک واقعیت محسوس است، ولی آن‌که ما بتوانیم در حوزه شهر چگونه به تقویت بعضی از مؤلفه‌هایی بپردازیم که بر زندگی ما و فرزاندان‌مان تاثیر می‌گذارند، سوی دیگر قضیه و البته شدنی‌تر و ممکن‌تر است. عثمانیان با اشاره به این موضوع گفت: کم‌ارزش شمرده شدن فضاهای شهری در مقابل فضای خانه می‌تواند ناشی از آموزش و تعلیم نادرست باشد. برای نمونه پیام «مدرسه خانه دوم ما» بعنوان یک فضای عمومی یا در پارک‌ها و فضاهای سبز شهری پیام «شهر ما خانه ما» چرا فقط بر روی سطل‌های زباله درج شده خود جای تأمل بسیار است. با طرح این مسئله از سوی راهبر نشست، عناد ما با فضای شهری و همگانی در اینکه مای نوعی زباله‌هایمان را از خانه به سمت این فضا روانه کنیم و این فضا را بیگانه و غریبه بپنداریم، در مقابل حس تعلقی که به خانه داریم، مشهود است.

پرسه چیست و چرا پرسه مدنظر این بحث بوده است؟

چارلز کولی جامعه‌شناس اهل ایالات متحده آمریکا و یکی از پایه‌گذاران انجمن جامعه‌شناسی آمریکا اصل دوم بنیادین اجتماعى شدن، می‌گوید: «کنش متقابل با «دیگرانِ مهمّ» است؛ افرادى که از نظر عاطفى براى ما مهم هستند. البتّه، در ابتدا، والدین و خویشاوندان براى ما دیگرانِ مهمّ‌اند. ما به موازات این که مى آموزیم که با دیگران مهمّ، نقش‌گیرى و یا نقش سازى کنیم، خود را در آیینه‌اى که از ایماء و اشارات آن‌ها فراهم آمده، ارزیابى مى‌کنیم». پس می‌توان گفت بخشی از شخصیت اجتماعی همه ما در خیابان شکل می‌گیرد.

اولین تعاملات را در خیابان و فضای شهری تجربه می‌کنیم. اقتصاد در خیابان معنا پیدا می‌کند و ارتباط‌مان با جهان خارج در فضای شهری انجام می‌شود. پرسه با خیابان و فضای شهری در ارتباط نزدیک است و تجربه‌ای است فراتر از پیاده‌روی که صرفا به ابعاد زیست‌شناسانه آدمی می‌پردازد.

پرســـه فرصتی برای بازگشت به خویش تجربه ای برای کشف خویشتن

پیاده‌روی در تعیین زمان و مکان محدود است، ولی پرسه علاوه بر اینکه زمان و مکان خاصی را متصور نیست، با ماهیت فلسفی و معنایی نیز در ارتباط، لذا بیشتر در تقسیم‌بندی رویکردی هستی‌شناسانه جای می‌گیرد تا زیست‌شناسانه. از صحبت‌های حاضرین در نشست چنین استنباط شد که پرسه یک تلاش بدون جهت اولیه و بدون هدف اولیه است که در مسیر شاهد معنا یافتن جهت یافتن و هدف‌دار شدن می‌شود. همانگونه که پیاده روی برای جسم و روان نیاز اساسی می‌باشد پرسه نیز نیاز روح و اندیشه است. پرسه کمکی است که ما را از هیاهوی زمانه به سکوت و بازگشت به خویش و اندیشیدن می‌رساند.

پرسه یک روایت است که بصورت داستان شخص پرسه زن با خویش در مسیر می‌گوید و خودش نیز می‌شنود. پرسه در ارتباط با ابعاد وجودی انسان است، یعنی ارتباط انسان با خویش، با دیگران، با محیط و با خالق (و اندیشه‌ها) که تمام این ابعاد در پرسه‌زدن درگیر می‌شوند و معنا پیدا می‌کنند. برخلاف پیاده‌روی که در جهت انضباط است، پرسه در جهت انکشاف است، حال این کشف چه بصورت خلق معنا باشد، چه بصورت درک معانی و برای فهم درست تفاوت پیاده‌روی و پرسه. پیاده‌روی را می‌توان «به پیش رفتن» و پرسه را «به خویش آمدن» دانست.

پرسه و مدرنیسم

پرسه در مدرنیسم معنای خود را یافته است. یعنی در زمانه‌ای که مدرنیته باعث می‌شود که همه همسان و یک‌شکل شوند، پرسه زدن تلاشی است برای نمایش رنگ تفاوت و رنگ خاص هر شخص در فضای شهری که بیشتر اندیشه را درگیر می‌نماید.

عثمانیان با بیان اینکه پرسه کمکی برای دیده شدن تفاوت رنگ‌ها و ترکیب این تفاوت‌ها در شهر است، می‌گوید: «در حالیکه در شهرهای معاصر و امروزی، شهرها ما را وادار می‌کنند که یک سبک خاصی در فضاهای آن زندگی کنیم، نوع خاصی که از اینجا باید بروی از اینجا باید برگردی و اینجا باید توقف کنی و سهم تو از شهر این است.در حالیکه در مفهوم شهر، شهر یک موهبتی است که در خدمت همه است و باید بتواند به همگان همه‌ی امکانات زیستن و لذت بردن از زندگی را بدهد و پرسه تلاشی است برای اینکه هر کس آنگونه که می‌خواهد در فضا حضور بیابد و آنگونه که می‌خواهد در فضای شهری زندگی کند. با معنای خویش بر آن اثر بگذارد و از آن معنایی متفاوت و باب میل، اثر بپذیرد.»