بهدنبال تورم حاکم بر جامعه؛
کارد به استخوان مردم رسیده است / هزینههای خرگوشی در مقابل درآمدهای لاکپشتی
شیرین شریفی _ روزنامهنگار ✍
درآمد صفر و هزینههای چند 10 میلیون تومانی؛ توصیف حال و روز بسیاری از مردم ایران و به دنبال آن مردم آذربایجان غربی است که پس از تورمهای چند وقت گذشته، روزگار سخت تری از آن چه که تجربه کره بودند را می گذرانند؛ قیمت مواد غذایی روز به روز و بصورت لحظهای تغییر می کند.
این روزها رشد پیدرپی قیمت ها، سبد خانوارها را کوچک و کوچکتر می کند.؛ آنچنانکه بررسی های میدانی بیانگر حذف بسیاری از مواد غذایی از سبد خانوارها و روی آوردن آنها به سیری با کم ترین مواد غذایی، یعنی در واقع سیری از هیچ است.
همه این گزارش های گرانی، حکایت از افزایش هزینه معیشت خانوارها و کوچک شدن و در واقع باید گفت برچیده شدن سفره آنها دارد.
متاسفانه اگر مسئولان دست از وعدههای پوچ و توخالی خود برای حل این سونامی قیمتها نکنند جامعه با کمبود مواد لازم، سوء تغذیه و بسیاری از بیماری های مزمن روبرو خواهد شد؛ چرا که با این گرانی ها بسیاری از مردم دیگر توان تامین حداقلترین نیازهای زندگی خود را نخواهند داشت و این معضلی بس بزرگ است.
امروز خانواده ها در شرایطی قرار گرفته اند که دیگر تاب و توان این همه مشکلات را ندارند و در واقع باید گفت که کارد به استخوان آنها رسیده است. این فشارهای اقتصادی باعث فروپاشی و نابودی بسیاری از خانواده ها شده است. بسیاری از افراد دیگر هیچ تمایل و انگیزه ای برای ازدواج و فرزندآوری ندارند. چرا که بسیاری از آنها معتقدند با این اوضاع اقتصادی و ابهام در آینده، مگر می شود خانواده تشکیل داد و به آینده ازدواج و فرزندآوری امید داشت.
همه این موارد نمونه های بسیار کوچک از پیامدهای گرانی در جامعه می باشد و متاسفانه مسئولین با آگاهی داشتن کامل نسبت به معضلات گرانی در جامعه، همچنان نسبت به این امر بیتوجه بوده و هیچ اقدامی در این زمینه انجام نمی دهند. آنها باید بدانند دراین شرایط سخت اقتصادی شعارهای آنان برای مردم نان و آب نمی شود.
از دو سال گذشته تورم افسار گسیخته مواد غذایی در کشور آن چنان فراگیر شده که هر روز خبری از نتایج این گرانی منتشر میشود و در میان این گرانیها بیش از هر گروهی، اقشار کم درآمد و ضعیف جامعه آسیب دیدهاند.
بر اساس اظهار نظر کارشناسان اقتصادی خرید مردم زمانی مناسب خواهد بود که مردم با حقوق دریافتی و یا درآمدی که در یک ماه بهدست می آورند، بتوانند مایحتاج ضروری زندگی خود اعم از (هزینه مسکن، پوشاک، خورد و خوراک، بهداشت و سلامت، حمل و نقل، تحصیل و…) را تامین کنند. اما با نگاهی اندک به اطرافمان این سوال پیش می آید که آیا این روزها مردم از عهده این هزینه ها که جزو اساسی ترین نیازهای اولیه یک خانواده است بر می آیند؟!
در واقع حال و روز این روزهای مردم را باید اینگونه تشبیه کرد و گفت درآمدهای لاکپشتی در نقطه مقابل هزینههای خرگوشی قرار گرفته و این وضعیت به شدت باعث رنجش و نگرانی شهروندان شده است. بطوریکه بسیاری از آنان اظهار میکنند: «هزینه ها آنقدر لحظهای بالا میرود که کارد به استخوانمان رسیده؛ چرا که از عهده مخارج زندگی بر نمی آییم و همین امر باعث شده که در مقابل خانواده خود شرمنده باشیم.»
به هر حال با افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی ، به همان نسبت نیز از قدرت خرید مردم و علی الخصوص قشرحقوق بگیر و البته بیکار جامعه کاسته شده و این کاهش قدرت خرید مستقیماً بر روی تقاضا برای خرید کالا اثر منفی داشته است.
حداقل دستمزد و مزایای سال 1402، در نهایت 8 میلیون و 200 هزار تومان است در حالیکه سبد معیشت خانوار از سوی اعضای کمیته دستمزد، ماهیانه 12میلیون و 479هزار و 500تومان اعلام شده است این در حالی است که طبق آخرین اخبار نمایندگان کارگری نیز این رقم را 17 میلیون و 447هزار و 10 تومان پیشنهاد کرده اند؛ حال از هر دو مبلغ پیشنهادی بگذریم هر چقدر هم که محاسبه میکنیم تفاوت دستمزد پرداختی و هزینه سبد خانوار در شرایط کنونی اقتصاد کشور به هیچ وجه سنخیت ندارد و در هر صورت اگر مسئولان فکری به حال وضعیت گرانی و تورم حاکم بر جامعه نکنند قطع به یقین با عواقب جبران ناپذیری در جامعه مواجه خواهند شد.
فعالان اقتصادی بارها هشدار دادهاندکه حقوق 8 میلیون تومانی کارگران و بسیاری از کارمندان فقط هزینههای 10 روز از ماه آنان را کفاف میدهد و برای 20 روز دیگر در خرج زندگی خود می مانند. به اعتقاد آنها این دستمزدها با هزینههای جاری در ایران هیچ سنخیتی ندارد.
کلام آخر اینکه، در شرایط فعلی قدرت خرید جامعه کارگری و بازنشستگان و بسیاری از حقوقبگیران به شدت کاهش یافته و دخل و خرج زندگیشان با هم برابری ندارد و در واقع این دستمزدها برای خانوادههایی که هزینه اجاره به همراه آب، برق گاز و معیشت دارند به هیچ عنوان جوابگو نیست و در این میان آنچه انکارناپذیر و آشکار است گرانیهای اخیر سفره، سبد کالا، تفریحات و حتی سلامت مردم را بشدت متاثر ساخته و اگر دولت فکری به حال وضعیت موجود نکند قطعا در آینده هزینه های هنگفت سلامت را به جامعه تحمیل خواهد کرد.































