📝یادداشت از عیسی عزیزنژاد، رئیس موزه مردمشناسی ارومیه
به بهانه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی؛
امروزه اهمیت و نقش پررنگی که موزهها در ساماندهی دیدگاهها و بازسازی بنیه فکری جامعه دارند، این ضرورت را ایجاد میکند که نگاهی جامعتر و فراتر از جایی برای گذران اوقات فراغت به آن داشته باشیم.
در بین مقاصدی که از سوی آژانسهای خدمات مسافرتی برای گردشگران پیشنهاد میشود، موزهها نیز قرار دارند در واقع برای عموم گردشگران، بازدید از موزه در ردیف گشتوگذار از مراکز خرید، تفرجگاهها و دیگر جاهای دیدنی مقصد قرار میگیرد و چه بسا از نظر زمانی نیز آن را در اولویت آخر قرار دهند.
در دستهبندی انواع گردشگری شاید بتوان بازدید از موزهها را در ردیف گردشگری فرهنگی عنوان کرد هرچند که این تعریف ناکافی است زیرا که گردشگری فرهنگی بیشتر اشاره به آشنایی با فرهنگ، آیینها و مراسم جامعه محلی دارد در حالی که آثار موجود در ویترین موزههای یک شهر را نمیتوان بهصورت ۱۰۰ درصدی محصول ابداعات و اختراعات آبا و اجداد ساکنان فعلی قلمداد کرد زیرا که تاریخ سرزمینها همواره دستخوش رفتوآمدها و تاثیر و تاثرات فرهنگی بوده است. از سویی دیگر باید اذعان کرد که این دستهبندیها، بیشتر روی کاغذ است تا در عمل، پکیجهای تخصصی گردشگری هنوز در کشورمان جانیفتاده است، تورهای گردشگری در یک روز از مقاصد متنوعی مانند موزهها، جاذبههای شهری، مراکز خرید، آبشارها و دریاچهها بازدید میکنند و لذا ترکیبی از همه انواع جاذبههای گردشگری هستند.
اگر بخواهیم نگاهی ژرف به موضوع داشته باشیم باید گفته شود که موزهها بهویژه موزههای تاریخی، جایی نیست که فقط مختص مسافران و گردشگران باشد و اهالی آن شهر از آن غافل باشند و برای خود گردشگران نیز صرفا نباید یک مکانی برای بازدید گذری قلمداد شود.
هر موزهای فارغ از کوچکی یا بزرگی آن در نوع خود واجد ارزش است و حداقل باید یک بار از سوی اکثریت جامعه میزبان یا مهمان مورد دیدن قرار گیرد. در این خصوص البته باید فرهنگسازی و تبلیغ اصولی انجام شود، متاسفانه در میان برخی از شهروندان این انتظار اشتباه وجود دارد که در موزه حتما باید طلا و سکه و گنجنامه مشاهده کنند و اگر غیر از آن باشد ارزش دیدن ندارد که این خود حاصل یک نگاه بسیار سطحی به موزه و مفهوم فرهنگ و تاریخ است که باید اصلاح شود.
هرچند کم نیستند گردشگران و افرادی که با مطالعه و علاقه قبلی از موزهها بازدید میکنند ولی باید گفت که دامنه این علاقهمندی جا دارد خیلی بیشتر شود، لازم است رویکردها عوض شود و به قول معروف چشمها را باید شست جوری دیگر باید دید.
میل به دانستن اتفاقات و رویدادهای گذشته همیشه در بخشی از وجود ما نهفته، شاید به همین دلیل است که خواندن و شنیدن سرگذشت انسانها و رویدادهای تاریخی معاصر یا قدیمیتر در قالب قصه، فیلم و سریال جذاب است. اما جذابیت و هیجان اصلی زمانی است که بخشی از آثار، ادوات و نشانههای واقعی روایتهایی که شنیدهایم در جایی بهنام موزه قابل مشاهده باشد و ما بتوانیم آن را بدون روتوش و در شکل واقعی خود با چشم سر ببینیم.
هیجان واقعی این است که بتوانیم در فاصله بسیار نزدیک، با دیدن سنگنوشتههای خط میخی اورجینال، جامهای زرین و نقش و نگارههای آنها، سکهها، ابزارهای سنگی، لوحهای اساطیری، جنگ افزارها و غیره در کسری از ثانیه به صدها و هزاران سال پیش سفر کنیم سفری که نه خواب و خیالپردازی است و نه صحنهای از یک فیلم سینمایی.
موزه از این منظر، یک مکان گردشگری صرف نیست که بخشی از اوقات فراغت یا زمان مسافرت را بهصورت کوتاه در آن سپری کرد بلکه یک ماشین زمان است و یک مرکزی برای اندیشیدن و تفکر، جایی که آثارش در قفسهای شیشهای با ما حرف میزنند حرفهای مفید و البته عبرتآموز و هشدارآمیز. که اگر خوب بدان بنگریم و دست به مقایسه و شباهتسازیهای شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و حتی ابعاد زندگی فردی بزنیم میتوان از این رهگذر توشههایی فراوان بهکار برد.































